دلنوشته های مرد تنها
من آن غریبه ی دیروز آشنای امروز و فراموش شده ی فردایم
در آشنایی امروز می نویسم تا در فراموشی فردا یادم کنی.
برای سالها می نویسم ...
سالها بعد که چشمان توعاشق می شوند ...
افسوس که قصه ی مادر بزرگ درست بود...
که همیشه یکی بود یکی نبود
نظرات شما عزیزان:
سلام داشی جوووووووووووووووون خوبی فدات شم عالیه عالی عاشقتم توهم بهم سر بزن ولی وبلاگ من اصلا به پایه وبلاگ تونمیرسه
پاسخ:قربونت
نوشته شده در سه شنبه 10 آبان 1390برچسب:, ساعت
23:25 توسط امير حسين و ریحانه| يک نظر |
Power By:
LoxBlog.Com |